دریا کنار ...

صدایش را می شنوی ؟!
همهمه ی امواج را ...
می بینی ؟!
برای در آغوش کشیدن ساحل آرام و قرار ندارند ...
چه علاقه ژرفی ...
.
.
.
قدم هایم را خیس کردند ...
و ریگ در کفشم ...
نشانه اعتراض نیست ؟!
گمان می کنم معترض است که پا در حریم شخصیش بگذاشتم ...
آری ...
ساحل فقط ازان اوست ...

همانطور که تو بودی برای من ...
دریا بهتر از تو می فهمد ...
و حتی ساحل هم ...
معنای دوست داشتن را ...

/ 4 نظر / 22 بازدید
a2lf

دکتر مچم را که گرفت! گفت : تنهایی ...؟ گفتم : نه ! گفت : تنهایی ... نوار قلبت چاووشی میخواند ... !

جاهل

این روزها با خودم فکر میکنم که شاید عمق یک عاشقانه پاک این است که از راه دور بگویی دوستت دارم بدون انکه بداند هنوزم تنها قدم میزنی بدون انکه خیلی حرفها را زده باشی بدون انکه... تا شاید هیچ وقت نفهمد که یواشکیترین عشق دنیاست و تنها خودت در درونت بگویی هزار بار در قلبم کشتمت ولی هنوزهم دوستت دارم لا مصب

جاهل

این روزها با خودم فکر میکنم که شاید عمق یک عاشقانه پاک این است که از راه دور بگویی دوستت دارم بدون انکه بداند هنوزم تنها قدم میزنی بدون انکه خیلی حرفها را زده باشی بدون انکه... تا شاید هیچ وقت نفهمد که یواشکیترین عشق دنیاست و تنها خودت در درونت بگویی هزار بار در قلبم کشتمت ولی هنوزهم دوستت دارم لا مصب

لیلا

بعضی ها از دور می درخشند! نزدیک که میشوی یک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند که باید لگدی بهش زد تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری را خیره نکند و گول نزنند . . .