نعره ی امواج ...

شب هم زیباست این کنار ...

بیشتر از روز حتی ...

امواج از نا کجا هجوم می آورند ...

چه سکوت عمیقی نهفته است در پس این نعره ها ...

دوست دارم ...

پیچک های سفید را در اعماق تاریکی ...

نعره ی امواج دل انگیز است ...

ابتدایی محو ...

انتهایی درخشان ...

ابتدایی مرتفع ...

انتهایی مسطح ...

راز صدف ها را در ظلمت فاش می کند ...

/ 4 نظر / 39 بازدید
a2lf

تو یه طوفان من جزیره من ناپلئون تو دزیره جز تو کی میتونست از من همه دنیا رو بگیره

مهدی

باران فقط همین جایی از قصه که من ایستاده ام می بارد دو قدم آن طرف تر دو قدم این طرف تر همیشه آفتاب است!

مهدی

پَرچمی دیدَم به دستِ پَهلوانی بی بَدیل قامتِ پَرچم بلند و صاحبِ پَرچم جَمیل لَعلِ لَبهایش مُکَرَّم تَر زِ آبِ سَلسَبیل پَنجه اَژدر افکَن و قامَت طَویل گُفتمش مولا که هَستی ... ؟ گُفت فَخرِ جِبرِئيل گُفتمش نامَت بِگو ... ؟ دَرمانده ام اَجرت جَزیل ... گُفت عَبّٰاسَم سِپَهسالار ، سُلطانِ جَلیل گُفتم ای بابُ الْحَوائِج دَردمَندم الْدَخیل گفت دَرمانت برو از خواهرم زِینب بگیر ... .

مهدی

پَرچمی دیدَم به دستِ پَهلوانی بی بَدیل قامتِ پَرچم بلند و صاحبِ پَرچم جَمیل لَعلِ لَبهایش مُکَرَّم تَر زِ آبِ سَلسَبیل پَنجه اَژدر افکَن و قامَت طَویل گُفتمش مولا که هَستی ... ؟ گُفت فَخرِ جِبرِئيل گُفتمش نامَت بِگو ... ؟ دَرمانده ام اَجرت جَزیل ... گُفت عَبّٰاسَم سِپَهسالار ، سُلطانِ جَلیل گُفتم ای بابُ الْحَوائِج دَردمَندم الْدَخیل گفت دَرمانت برو از خواهرم زِینب بگیر ... .