دوشنبه ۱۳٩۳/٦/۳
نویسنده : امیر شمشیریان نظرات ()

دلم به حالم سوخت...

کلمات کلیدی :جوهر تنهایی، دل نوشته

متنی که در  نظر سنجی یکی از دوستان فلبداهه گفتم...

از وفاداری گفت ... یاد تو افتادم ...
وفایت هم مثل خودت ابری بود ...
از صداقت گفت باز هم یاد تو افتادم ...
آن روز که گفتی دروغ زلزله است و منم مدت ها نفهمیدم که تنم میلرزد...
از رفاقت گفت باز یاد تو افتادم ...
رفاقت را هم رو سیاه کردی ...
از غیرت گفت ...
دلم به حالم سوخت ...
از معرفت گفت باز دلم به حالم سوخت ...
از مرام گفت باز هم دلم به حالم سوخت ...
آری من بد بودم و تو خوب ...
آری ...