جمعه ۱۳٩۳/٥/۳۱

چشمانم می سوزد ...

کلمات کلیدی :جوهر تنهایی، شعر

 

چشمانم میسوزد ...

گویی کاسه ی خون است ...

و کمی هم اسیدی ...

نه از بی خوابی نیست ...

از سنگینی نگاه خاطره هاست ...

از بی خوابی نیست ...

از خیرگی مردمکی آشناست...

از بی خوابی نیست ...

از قطره ی اشکی پر معناست ...

از بی خوابی نیست ...



جمعه ۱۳٩۳/٥/۳۱

نا رفیق...

کلمات کلیدی :جوهر تنهایی، شعر

دلم گرفته...
از سنگینی نگاه این همه نامرد...
اعتماد این بلا را بر سرم آورد...

 

به ادامه مطلب مراجعه شود ...



پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/۳٠

خسته ام...

کلمات کلیدی :جوهر تنهایی، شعر

خسته ام از صدای سکوت این همه کتاب
خسته از این همه سوال های بی جواب...

هر صفحه تکراری تر از صفحه ی قبل
خسته از این صفحات بی رنگ و لعاب...



پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/۳٠

عادت ندارم ...

کلمات کلیدی :دل نوشته، جوهر تنهایی

عادت نــــدارم درد دلم را ،به همـــه کس بگویم ... .! ! !

پس خاکـــش میکنم زیر چهره ی خنــــدانم...

تا همـــــه فکر کنند...

نه دردی دارم و نه قلبــــــــــی ... .



چهارشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٩

گریستم...

کلمات کلیدی :جوهر تنهایی، شعر

امشب دلم گرفت و بر زندگی گریستم


 سر پر زِ افکار خالی ، با درماندگی گریستم...

به ادامه مطلب مراجعه شود...



سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/٢۸

تظاهر همیشگی :)

کلمات کلیدی :دل نوشته، جوهر تنهایی

گفت سلام...

گفتم سلام...

 

به ادامه مطلب مراجعه شود...



یکشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٦

سکـــــــــــــــــــــوت

کلمات کلیدی :جوهر تنهایی، دل نوشته

سکــــــوت...
چه واژه ی پر معنایی ...
فقط یک واژه نیست ...
انبوهی از کلمات و جملات است ...

و شاید هم ...

به ادامه مطلب مراجعه شود...



یکشنبه ۱۳٩۳/٥/٢٦

جوهر تنهایی

کلمات کلیدی :جوهر تنهایی، حاشیه، شعر، دل نوشته

گفتیم جوهر ...

حالا ببینیم از این جوهر چی میاد بیرون ...

چرند و پرند !!! یا شاید هم سیاه مشقی !!! شاید هم دل نوشته ای عمیق !!!

منتظر چکه های جوهرم باشید ...